با تو   

همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم
از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم
دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم
با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم
با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم
با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم

از سایه های ملتهب همیشه می گریختم
با رفتن تو هر نفس بغض دوباره می شوم
ناجی شام شوکران با دل عاشقم بمان
به حرمت حضور تو چون تو یگانه می شوم

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم
با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم
با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم
با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم
با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم
با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم

لینک
یکشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٥ - A.R

       

 

بر سر عهد وفادار بمانیم کمی

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی

خانه دل زگناهان بتکانیم کمی

شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه

دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی

روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان

آه را تا ملکوتش برسانیم کمی

عهد بستیم و شکستیم بسی  کاش! که ما

بر سر عهد  وفادار بمانیم کمی

پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا

رمضان است به آتش بکشانیم کمی

نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان

بنشینیم و به اشکش بکشانیم کمی

بنشانیم نهالی به امید ثمری

چشمه از چشم بپایش بدوانیم کمی

و ارادت بنماییم و بگوییم الغوث

ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی

لینک
جمعه ٢۱ مهر ،۱۳۸٥ - A.R

       

گذشت روزها در فضا   

. منبع :  وبلاگ انوشه انصاري .

اینجا روی عرشه ایستگاه بینالمللی فضایی ، روزها ساعت 4 بامداد به وقت گرینویچ آغاز میشود و ساعت 7:30 عصر به وقت جهانی پایان مییاید. ساعت 7:30 عصر را باید نوعی زمان خاموشی فرض کرد! اما این زمان همان هنگامی است که همه فرصت پیدا میکنند تا استراحت نمایند و کمی صحبت کنند یا به بعضی از اعضا فامیل خود تلفن بزنند و یا فقط از پنجره بیرون را نگاه کنند و از مناظر پیش چشمانشان شگفت زده شوند ...

این موضوع احساسی مطبوعی از آرامش را به همراه دارد. همانطور که ممکن است شما هم بدانید ایستگاه هر 90 دقیقه یک بار مدار خود را به دور زمین تکمیل می کند، بنابراین زمانی که از شب صحبت می کنم گمان نکنید این شب همانند زمین با تاریک شدن بیرون همراه است . خورشید در طول هر دور مداری ما طلوع و غروب می کند و شما می توانید در هر شبانه روز زمینی 32 بار طلوع و غروب زیبای خورشید را تماشا کنید.

در طول روز هر یک از اعضا خدمه به شدت درگیر انجام ماموریتهایی هستند که از سوی مرکز کنترل ماموریت در مسکو و هیوستون به آنها ابلاغ میشود. برنامه روزانه به همراه دستورالعملهای تخصصی مورد نیاز فعالیتها برای خدمه فرستاده میشود. صبحها یک جلسه مکالمه همکاران برای بررسی و اطمینان از مرتب بودن همه موارد تشکیل میشود و جلسه دیگری هم در پایان روز برای بررسی اینکه چه فرایندهایی در طول روز به انجام رسیده و همینطور برای روز بعد چه کارهایی باید انجام شود. حتی تعطیلات آخر هفته هم این بالا واقعا معنی تعطیلات نمیدهد شاید حجم کارها اندکی کمتر باشد اما باز هم دستوراتی هست که باید انجام شود و برخی از سیستمها باید تعمیر شده و برنامه های آموزشی کامل شود.

حدود ساعت 6:30 عصر همه اعضا دور میزی (شبیه به میز واگنهای قطار) که در بخش روسی مدول خدمات (Service Module) نصب شده است جمع میشوند. ما چند قوطی کنسور را گرم میکنیم و برخی از غداهای خشکی را که همراه داریم به شیوه مخصوص خود با اضافه کردن آب (هیدراته کردن) آماده مصرف مینماییم. ( غذاهایی مانند سوپ ، سیب زمینی له شده ، سبزیجات) و در این هنگام است که همه، داستانهای فضایی خود را تعریف میکنند و صدای خنده ما بلند میشود. 

خدمهای که مدتی طولانی در ایستگاه هستند درباره استفاده از امکانات موجود خود به طور جذابی خلاق میشوند . بعد از 6 ماه استفاده از تنها 15 نوع غذای پایهای، میشود کمی تغییرات ایجاد کرد. بدین ترتیب عذاهای جدید با اضافه کردن بعضی چیزها یا ترکیب غذاهای مختلف با هم به دست میآیند. گاه گاهی این افراد بستههایی را به همراه محمولههایی که شاتلها یا سفینههای پروگرس به مدار میآورند دریافت میکنند. این بستهها شامل برخی از خوردنیهای تازه هم هست. شما هم میتوانید تصور کنید خوردن یک سیب تازه بعد از ماهها خوردن غذای کنسروی چه مزهای دارد.

سفر به فضا برای اقامتی کوتاه یک چیز است و اقامت در آن برای حدود نصف سال چیز دیگری... شما از خانواده و دوستانتان بسیار دور هستید و به جز ایمیل و گفتگوهای کوتاه تلفنی، هیچ شانسی برای صحبت با افراد دیگر ندارید. هماکنون تنها 3 فضانورد و کیهاننورد برای اقامتهای طولانی روی عرشه ایستگاه حضور دارند اما کشورهای شریک ایستگاه در نظر دارند به زودی این تعداد را به 6 نفر افزایش دهند.

من فکر کنم از بین شما کسانی که دانشجو هستند و باید در خوابگاههای شبانهروزی اقامت کنند احساس تشابهی با این افراد کنند. البته فرق بزرگی وجودی دارد ... زمانی که شما از دست هماتاقیتان ناراحت یا خسته میشوید اتاق را ترک میکنید و مدتی قدم میزنید یا با شخص دیگری حرف میزنید یا جای دیگری میخوابید. در اینجا اگر شما هم اتاقیتان را دوست نداشته باشید ، جایی برای رفتن وجود ندارد. نزدیکترین شانس شما برای رفتن به خانه 6 ماه بعد فرا میرسد و بنابراین بهتر است در روابط شخصی خود تجدید نظر کنید.

اما این نکته را هم باید بگویم که تا چه حد از دیدن اینکه فضانوردان و کیهاننوردان چه انسانهای شگفتی هستند، متحیر شدهام. من نمیدانمآنها چطور انتخاب میشوند.شاید همه آنها مانند من از سیاره کی – پکس (K-PAX) آمده باشند. ( متاسفم اگر شما این فیلم را ندیده باشید شاید متوجه منظور من نشوید) اما آنها واقعا باهوش ، خوشقلب و شخصیتهای مهربانی هستند. همه افرادی که من در شهر ستارگان و اینجا ملاقات کردهام را میتوانم نوعی ابر بشر بنامم. من صادقانه فکر میکنم باید کاری کنیم فضانوردان وارد انتخابات ریاست جمهوری شوند ...  آنها رهبران بزرگی هستند که چشماندازی استثنایی و یکتا از زمین را در ذهن دارند.

خوب هرچند که این دخترها و پسرها در ارتباط نزدیکی برای مدت 6 ماه یا بیشتر هستند اما رفتار خوبآنها همیشگی است و آنها تبدیل به دوستانی برای تمام عمر یکدیگر می شوند. این بالا زندگی آنها وابسته به این است که تا چه حدی بتوانند با هم کار کنند و با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. زمانی که شما چنین ارتباط عاطفی قوی برقرار میسازید ، نخواهید توانست رشته این محبت را در هنگام بازگشت به زمین به سادگی قطع کنید.

اگر درست فکر کنیم ، این داستان به گونهای شبیه به داستان زمین ما است. همه ما به واسطه زندگی برروی تنها سیاره قابل زیست منظومه شمسی به هم متصلیم ... ما جای دیگری برای رفتن نداریم حداقل برای مدتی جای دیگری نداریم که برویم .... خوب اگر ما با هم نباشیم و همه چیز را بزرگ کنیم و اگر زمین خود را به آشوب بکشیم ، خوب حدس بزنید که چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
ما ناچاریم با این واقعیت زندگی کنیم...


اغلب کیهان
نوردان (فضانوردان روسیه کیهاننورد نامیده میشوند) کارآزموده انگلیسی صحبت میکنند و اغلب فضانوردان کهنهکار نیز قادرند به زبان روسی سخن گویند. موضوع جالبی که من مشاهده کردم این بود که گاهی اوقات زمانی که یک کیهاننورد سوالی را به انگلیسی میپرسد فضانورد دیگری به او به زبان روسی پاسخ میدهد. این همان موضوعی است که من آن را احترام متقابل مینامم! اگر تنها تعداد بیشتری از مردم این کار را روی زمین هم انجام میدادند ، مکانی صلحآمیزتر از آنچه هست برای زندگی داشتیم.

من مطمئنم روزهایی بوده است که یکی از این افراد روز بدی را سپری کرده و نمیتوانسته در کنار بقیه بماند، اما می دانم که در چنین شرایطی او این احساس منفی خود را به همکارانش منتقل نکرده است و بقیه نیز شرایط ذهنی او را درک کردهاند و برای او خلوت بیشتری را فراهم آوردهاند . هرچند که اینجا تنها 1500 فوت مربع فضا وجود دارد ( در حدود اندازه یک خانه سه خوابه ) که با چندین تن ابزار پر شده است و هیچ یک از ما 6 نفر جایی برای رفتن نداریم ، اما ما زمان بسیار خوبی را داریم و از این موضوع لذت میبریم ... یا حداقل این احساسی است که من دارم.
 

تا فردا ...
نیرو پشتیبان شما باد...

 

انوشه انصاری، ایستگاه بینالمللی فضایی

سفر فضايی اين فضانورد امروز صبح پايان يافت و انوشه انصاری با موفقيت به زمين بازگشت.          

 

 

لینک
جمعه ٧ مهر ،۱۳۸٥ - A.R