سواره موج نور   

 

قلب تو قلب پرنده پوستت اما پوست شیر  زندونه تنو رها کن ای پرنده پر بگیر

 

کاش میتونستم دوباره پر بگیرم اما.....

الان یه احساسی دارم نمی دونم تا حالا همچین حسی اومده سراغتون و اونو تجربه کردین یا نه؟؟!

حس میکنم هر چی غم و اندوه تو دنیا هست همشون با هم قرار گذاشتن اومدن پیش من مهمونی!

همشون دنباله يه جای دنج میگشتن هیچ جایی رو هم بهتر از پیش من پیدا نکردن

پیش یه آدم خسته ، مغلوب ، مجنون ، بازنده و ناتموم .

 اومدن دارن میزنن و میرقصن و حسابی هم ناراحتن اینقدر هم بزن و بکوبشون شدیده که دارن منو خفه میکنن!؟

فکر نمیکردم به این راحتی به انتهام برسم و جاده زندگیم برسه به علامت finish the road . الان یه احساسه خوبی که نسبت به خودم دارم اینه که حالم از خودم بهم میخوره این بهترین احساسیه که به خودم پیدا کردم؟؟

 

 

heavenly 

 

  

هر روز از روز قبلم بدترم همینجوری الکی اینور و اونور پرسه میزنیم تا روزمون شب شه شبمون روز !؟همین چند وقت پیش بود که مثه بمب اتم شده بودم آخر انرژی که نمی دونم چرا این همه انرژی  همه اش پودر شد رفت هوا اونم فقط با یک ....

 حس میکنم تموم تنم آتیش گرفته هر کاری هم که میکنم این آتیش خاموش نمیشه .یه آدم احمقه به تمام معنا به من میگن احمق تر از من وجود خارجی نداره !!

 

 

حالا پر پر میزنم من تو شبای بی ستاره 

 

کاشکی  اینو میدونستی زندگیم بی تو محاله

 

حالا که تو رفتی تنهام مثه تک درخته کوچه

 

 زندگی بی تو واسه من .....

 

 

واسه دنباله اش چیزی که بتونه  همه احساسمو بگه هنوزبه  فکرم نرسیده که بنویسم!!!!

 

لینک
یکشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٥ - A.R